این عکس رو اون دفه جاده قزوین تهران بودیم با دوستم ، رفتیم پمپ بنزین بنزین بزنیم که یهو این فسقلی رو دیدیم که گیر داده بود بنزین بزنه!!!

این دانشگاه ما تازه تاسیسه و مثلا خیلی دارن بهش میرسن! 7000متر وسعت خفنشه وکلاسامون که مثل همه دانشگاه ها مختلطه!اما نمازخونش هم خیلی جالبه! چون نماز خونشم مثل کلاسامون مختلطه!! گلاب به روتون دستشویش هم مختلط بود که یک هفته ای هست جداش کردن! جای تشکر داره واقعا!
اینم عکسی از غذایی هست که فهمیدیم توش " کرم " بود!!!! البته این دوست ما گفت 1000 تومن دادم تا ته تهشو میخورم!!! اینم آقا کرمه؟!!!!

سلام دوستان.چند وقتی برام سوال بود که هی خیلی ها میگن داف...دافی..همون duff که برا دخترا استفاده میشه ...خوبه یا بد؟؟؟ اصلا معنی اصلی این کلمه چیه؟؟ فحشه؟؟
خلاصه از چند نفری پرسیدم و بعد از کمی تحقیق به این نتیجه رسیدم:
تو دیکشنری انگلیسی به انگلیسی گشتم :
1)Bad = useless = به درد نخور
2) میگن: Get off your duff and start working...یعنی: اینقد نتمرگ..برو کار کن.
3) دزدی کردن...حیوانات و یا اشیاء با تغییر دادن ظاهرشون
4)duff somebody up=جنگیدن با کسی و شکستش دادن.
تو دیکشنری انگلیسی به فارسی:
سبزیهای فاسد جنگل رو پیدا کردم!!!!
تو دیکشنری اسپانیایی گشتم:
هیچی نیافتم....
تو دیکشنری آلمانی :
یعنی بند کفش.
از طریق اینترنت:
1) در اروپا به دختران و زنان بدکاره به کار میره!!
2)در تایلند محلی به نام دافیجا هست برای زنان روسپی!!( Duffie ja )
یکی هم میگفت :
داف از سه کلمه تشکیل شده یعنی:" د " (دوست دارم)و" آ " (اوارتم)و " ف " (فدای تو) که بیشتر برای خانوم ها به کار می رود.
بعضی ها هم میگن:
چون بازیگر به اسم ( Hillary Duff ) خوشگله برا همین دخترای جذاب رو هم داف مینامند.
پ.ن.1.حالا گفتن داف عیبی داره؟؟؟
پ.ن.2.من که معنی روسپی رو نفهمیدم!!!
پ.ن.3.محلی به اسم دافیجا هم نمیدونم هست یا نه؟؟اگه کسی میدونه بگه!!
پ.ن.4.من که عاشق هیلاری دافم
خیلی جذابه!
به نظر شما داف یعنی چی؟؟؟؟
اینم چند تا عکس هیلاری داف..



روزی جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکرد به الکس گفت: یه آرزو کن تا براورده کنم.الکس هم با زرنگی آرزو کرد دو آرزوی دیگر داشته باشد. بعد با هر کدام از این سه آروز سه آرزوی دیگر آرزو کرد.
آرزو هایش شد نه آرزو,و سه آرزوی قبلی. بعد با هر کدام از این دوازده آرزو سه آرزوی دیگر خواست که تعداد آرزو هایش رسید به 36 تا و بعد 100 تا و.....
به هر حال از هر آرزویش استفاده کرد برای خواستن یه آرزوی دیگر تا وقتی که تعداد آرزوهایش رسید به 5 میلیا رد و 700 میلیون و 18 هزار و 34 آرزو.
بعد آرزوهایش را پهن کرد روی زمین و شروع کرد به کف زدن و رقصیدن, جست و خیز کردن, آواز خواندن و آرزو کردن برای داشتن آرزو های بیشتر,بشتر و بیشتر.در حالی که دیگران میخندیدند و گریه میکردند.عشق می ورزیدند و محبت می کردند, الکس وسط آرزوهایش نشست. آنها را روی هم ریخت تا شد مثل یک تپه طلا ونشست به شمردنشان تا ......
پیر شد و بعد یک شب او را پیدا کردند در حالی که مرده بود و آرزو هایش دور و برش تلنبار شده بودند. آرزو هایش را شمردند: حتی یکی از آنها هم گم نشده بود
همه شان نو بودند و برق میزدند...
بفرمایید چند تا بردارید به یاد الکس هم باشید که در دنیای سیب ها و بوسه ها و کفش ها, همه آرزو هایش را با خواستن آرزوهای بیشتر حرام کرد.
پ.ن: در ضمن ستاره خانوم زحمت پست قبلی و این پست رو کشیدن...از همینجا از ایشون تشکر میکنم.
روزی روزگاری سنگ شکن فقیری بود که زیر آفتاب و باران,روزگار را به خرد کردن سنگ های کنار جاده می گذراند.
روزی با خود گفت: آه... اگر می توانستم ثروتمند شوم, آن وقت می توانستم استراحت کنم." فرشته ای در آسمان ,صدایش را شنید و به او گفت: " آرزویت اجابت باد: همین طور هم شد . سنگ شکن فقیر ناگهان خود را در قصری زیبا یافت که تعداد زیادی خدمتکار به او خدمت می کردند. حالا می توانست هر چقدر می خواست استراحت کند. اما روزی آمد که سنگ شکن به این فکر افتاد که نگاهی به آسمان بیندازد , آن وقت چیزی را دید که هرگز به عمرش ندیده بود... خورشید را , آهی کشید و گفت: آه.......اگر می توانستم خورشید شوم, دیگر این خدمتکارها موی دماغم نمی شدند" این بار هم فرشته ی مهربان خواست او را خوشحال کند. به او گفت:" خواسته ات اجابت باد"
............ اما وقتی آن مرد خورشید شد, ابری از برابر او گذشت و درخشش او را تیره و تار کرد.
با خود فکر کرد :" ای کاش ابر بودم , ابر از خورشید هم نیرومند تر است".
این خواسته اش هم که اجابت شد , باد وزید و ابر را در آسمان پراکنده.هیزم شکن گفت: دلم می خواهد باد باشم که هر چیزی را با خود می برد.فرشته با کمال میل خواسته اش را اجابت کرد.اما وقتی که به باد بی پروا و خشمگین تبدیل شد, به کوهی برخورد که در مقابل باد هم تکان نخورد.
آرزو کرد کوه شود ولی وقتی که کوه شد, متوجه شد کسی با کلنگ , دارد او را خرد می کند. گفت:" کاش می توانستم آن کسی باشم که کوه ها را خرد می کند. فرشته برای آخرین بار , خواسته اش را اجابت کرد.
چنین شد که سنگ شکن دو باره خود را کناره جاده و در همان قالب پیشین , یعنی کارگر ساده ای که بود یافت و دیگر پس از آن زبان گلایه نگشود.
ســــــــــــــــــــــــــــــــــلام...به همه دوستای گلم...خوبین؟؟؟
امشب خیلی خیلی خوشحالم ....کنکور لعنتی رو قبول شدم...آخه کاردانی به کارشناسی خیلی کنکورش مسخرست و سخت....امیدوارم که همـــــــــــــــــــــــــــــــــه روال زندگیشون هر اونچه که خدا مصلحت میدونه بشه.....
ایندفعه نمیگم نظر یادتون نره........فقـــــــــــــــــــــــــط >>>>>
خدا رو یادتون نره....تازه فهمیدم که وقتی میگن خدا کلید تمام مشکلاته یعنی چی!!!!!
همیشه هم در عین نا امیدی امیدتون به خدا باشه
مرسی خــــــــــــــــــــــــــــــدایا I LOVE U
سلام به همه دوستان.این یادگاری رو استاد ادبیات فارسی دانشگاه بمون داد که امروز میذارمش خیلی جالبه حتما بخونینش.
عکس افقی: هر مصرع رو حرف به حرف از آخر بخونین بازم همون مصرع میشه
(هر مصرع رو سر و ته بخونین همون جوری که رنگ کردم)
شو همره بلبل بلب هر مهوش شکّر بترازوی وزارت برکش <<<<
عکس عمودی: این هم ،که هم به صورت عمودی و هم افقی ،۴ مصرع به یک شکل هست
ازچهره افروخــته گــــــل را مشکن
افروخته رخ مــرو تو دیـــــگر به چمن
گــــل را تـو دیگر خجل مکن ای آمن
مشکن به چمن ای آمــــن قدر چمن
سلاااام به همه دوستان.مخصوصا دوستایی که لطف دارن و من رو با نظراشون شرمنده میکنن.
خوب اول بگم دوست بسیار خوبم ستاره خانوم هم داره بهم کمک میکنه که این بلاگ خیلی بهتر از قبل بشه....و تعدادی از جملات این پست رو هم ایشون لطف کردن و به من دادند!
تا بحال فکر کردین که برین به خارج از کشور؟؟حتما اولین چیزی که به ذهنتون میرسه اینه که در حین سفر انگلیسی رو دیگه خداییش باید بلد باشین...نه؟؟؟؟
کار خوب هم میکنین؟؟؟آره!!!جدی؟؟
خوب فکر کنین یک بنده خدای انگلیسی زبان زیپ شلوارشون بازه!!!چی بهش میگین؟؟احیانا نمیخواین دو ساعت فکر کنین تا یه جمله به ذهنتون برسه که؟؟؟!!؟؟؟؟
اگر انگلیسی هم بلد نیستین من میخوام که کمی فکر کنین و برای "زیپ شلوار شما باز هست"یه جمله بسازین و در قسمت نظرات بنویسینش...توی ادامه مطلب جملات کاربردی ای هست ...ببینید؛
مثلا این جمله رو اینجوری معنی نکنین:
"پدر من در اومد ، پدر تو هم در میارم":
My father came out, and I will take out your father!!!!
ادامه مطلب رو برای جوابش برین>>>
بیایید گذری بزنیم به سلطان قلبها یا سلطان عشق یا سلطان غم...نمیدانم چگونه آغاز کنم.اما هر چه هست نقطه ای بیش نیست.نقطه.
سرخط
روزی روزگاری یا روزگاری یک روز :
دخترک آمد یا بود؛
پسرک بود اما شاید هم نبود؛
پسرک میگفت؛
دخترک میشنید؛
پسرک میدانست؛
دخترک ندانسته لبخند میزد؛
پسرک نیز میخندید ؛لبخندی تلخ؛از دور احساس میشد؛
دخترک آنقدر میخواست بشنود که گویی فقط گوش دارد و نمیبیند یا نمیخواست ببیند؛
دخترکِ ناامید،میگفت زندگی سرد است،سردِ سرد؛
پسرکِ تنها، میگفت زندگی دریاست.امتدادش مسیر زندگی؛عمقــش ،غم؛شناگر خوبی بــاش؛
دخترک،میشنید، لبخند میزد؛نفهمید،عاشق شد؛
پسرک بعد از عشقش نقطه بود نقطه.
میگفت عشق وصال ندارد؛
دخترک پرسید،میشود؟
پسرک گفت،عشق من مرا تنها گذاشت.رفت!؟جایی که تقدیر برای من نخواست.
دخترک میگوید چگونه!
پسرک در پاسخی تلخ با صدای خسته میگوید،هفت سال پیش سرطان او را ربود و مرا نابود،رها کرد...
در این روالِ چرخشیِ کره ی نقطه ای،این هم یک نقطه بود؛نقطه ای برای پایان عشق،که چه اول خط باشد چه آخر،در آخر نقطه است.بندگی عشقی که در آخر پوچ میشود.نقطه.
سرخط...